امروز تو دانشگاه جلو اتاق مدیر گروه با چیزی روبرو شدم که شکم کرد ....
این برگه روش این رو نوشته بود .....

امیر عباس آذرم وند از بچه های خوب دانشگاه است و دوست خوب من هستش ...
بچه شیتون و شلوغ و خوبیه ....
از بچه های خیابان پیروزی هستش ...
ولی با خبر شدم که مادر عزیزش سکته کردند و فوت کردند ...
امیر جان من و دوستانت را در غم خودت شریک بدون ...
به هر حال شرمنده که دیر با خبر شدیم و نشد که خدمت برسیم ...
از طرف کوچیکت نیما و بچه های دانشگاه ....
ما رو تو غمت شریک بدون ....
لطفا خواننده احتمالی این بلاگ برای شادی روح آن مرحومه یک فاتحه بفرستید
نوشته شده توسط سید نیما نصیری در یکشنبه 1386/12/12 ساعت 20:40 | لینک ثابت |
